Followers

PRG







Instructions HERE




Friday, April 26, 2013

11.04.2013



Matthew Ward, 11 April 2013



متیو وارد،  ۲۲  فروردین  ۱۳۹۲

با درودی عاشقانه از طرف همه روحهای حاضر در این ایستگاه ، من متیو هستم. قبل از همه ، مایلیم که همه نگرانیها درباره فعالیتهای موشکی کره شمالی را فرو نشانیم. کیم جانگ آن (Kim Iong Un) پرورش یافته پدر خود بوده انتظار دارد مردم کره شمالی همان ستایش و سرسپردگی که نسبت به پدرش داشتند ، به او نیز داشته باشند. او بی بهره از قدرت تشخیص در موارد ضروری بوده ، احساس امنیت در اوضاع رهبری خود نمی کند. منظور این نیست که فصاحت و بالاغت او یک پندار خیالی است ، ولی او بدون علم به چگونگی رهبری کشور خود ، نمایشگر قدرت عظیم نظامی خود به مردم کره شمالی و جهان است.

بسته به واکنشهای رهبران دیگر ملل در قبال انگیزه های سوال برانگیز وی ، او ممکن است اراده کند یک یا تعدادی از موشکهایی که در آنجا مستقر نموده شلیک کند. در چنین شرایطی و با سپاس از فن آوریهای خانواده فضایی ، عمل نکردن موشکها موجب شرمندگی او خواهد شد. در این صورت ما نمی دانیم واکنش او در قبال این خجالتزدگی چه خواهد بود. بنابراین توصیه ما جایگزینی مذاکره بجای تحریم است که بیشترین سود را برای همگان در بر خواهد داشت. 

بسیاری از ما خواسته اند که نظر خود را درباره پاپ فرانسیس (پاپ جدید) که در افکار میلیونها نفر از مردم سراسر جهان است ابراز کنیم و ما شادمانه این کار را می کنیم.  نه ، فروتنی او "یک اقدام نمایشی" نیست ولی او نمی تواند "راه نجاتی برای کلیسای کاتولیک" باشد. از او کپی سازی نشده و نخواهد شد - مرکز کپی سازی حاکمان جهانخوار (Illuminati) بوسیله داوطلبان دیگر تمدنها که در جمع شما زندگی می کنند تعطیل شده است.

پاپ فرانسیس همچون دیگر همکارانش و برخی اشخاص در خارج از واتیکان از اطلاعات مخفی از مردم بخوبی آگاه است ، و او با ذات خوب خود احساس می کند مجبور است که به خدانشناسانه ترین جریانها - ستاد های رهبری بین المللی شیطان پرستان در رگ و ریشه های واتیکان پایان دهد. از آنجاییکه که نور همچنان در حال تشدید است ، پایان کار آنها نیز نزدیک و نزدیکتر می شود ، ولی باید دید آیا پاپ توان سرپیچی از آنهایی که مقررات و روشهای بسیار خشن و هراسناکی بمنظور جلوگیری از افشا شدن اینکه اصلا" چنین جریانات شیطان پاستانه ای در درون چار دیواری واتیکان وجود داشته ، اعمال می کنند ، دارد یا نه.  

موارد دیگری که آنها نمی خواهند فاش شود آنست که آنها اسناد باستانی که نمایانگر واقعیت مصلوب کردن و زنده شدن دوباره عیسی مسیح و نیز اسرار بخشهایی از انجیل را که ساخته خودشان است پنهان داشته و دیگر بخشهای مهم و حیاتی آنرا دانسته حذف کرده اند. آنها نمی خواهند که جهان بفهمد "قوانین خداوندی" ساخته و پرداخته رهبران کلیسای نخستین و بمنظور کنترل توده ها و کسب ثروتهای شخصی بوده ، و بعدها با افزودن مقررات قشری گرایانه ، زندگی مجللی که ساکنان واتیکان از آن برخوردار بوده اند ، تامین نمودند. آنها همچنین می خواهند که ثروت عظیم آثار هنری را که طی جنگ دوم جهانی سرقت کرده اند ، پنهان دارند.   

پاپ فرانسیس شجاعت اخلاقی آنرا دارد که این اطلاعات را فاش کند ، ولی دیگر بار ، با وجود مخالفین قدرتمند ، بستگی پیدا می کند به اینکه آیا او خواهد توانست که چنین کند؟ ما امید داریم زمانی که حقایق فاش شوند ، دینداران مومن به اندازه کافی نور جذب کرده باشند که متوجه شوند که بسیاری از کارهای خوب کلیسا بر مبنای عرفان است و نه دینداری قشری گرایانه. 

بتازگی یکی از خوانندگان پیامها ، طی نامه ای خطاب به مادرم چیزی در مورد پیام ماه پیش ما نوشته ، و خلاصه نظر او اینست: شما گفتید که افکار و احساسات منفی و موارد زشتی هستند که همچنان در جریانند. وی پرسیده چگونه ممکن است که حتی اندیشه های مثبتی در اینگونه موارد داشت؟ منظور او قاچاق انسانها بود ، ولی پاسخ ما مربوط به همه اوضاع و موارد زشت در جهان شماست. 

موارد متعددی که ما در پیام پیشین خود درباره آنها گفتیم دارای طبیعتی جنجالی و بحث انگیزند - ولی هیچ جنجالی درباره وضعیتهایی همچون قاچاق انسانها یا بردگی جنسی وجود ندارد! اگرچه قراردادهای روحی و کارما (Karma) نیز در این موارد دخالت دارند. اما موردی که ما تمایل به گفتگو درباره آن داریم همانا پرسش این خواننده عزیز است. 

پیامهای پیشین شامل توصیه هایی مبنی بر مجسم کردن کره زمین در نور سفید طلایی بود ، چون این عمل بمعنی واقعی کلمه ، شرایط نگران کننده وحشتناکی را که پیش از این از آگاهی مردم پنهان داشته شده بود "بروشنی نمایان میکند". هر عملی برای خاتمه دادن و درمان و شفابخشی صدمات حاصل از آنها ، تنها پس از افشا شدنشان میسر خواهد بود.

شما نمی توانید "ندانید" اطلاعاتی را که درباره شرایط نفرت انگیز دارید ، و ما نیز هرگز پیشنهاد نمی کنیم که تلاش بر دفن و فراموشی آنها کنید - که در نهایت ، اثرات منفی بر جسم و ذهن و روح خواهند داشت. در عوض ، ما توصیه می کنیم که کره زمین را غوطه ور در نور سفید زرین مجسم کنید ، آنگاه مجسم کنید که به آهستگی شروع به چرخش بدور خود کرد و قیافه های شادان نیز در آن دیده شوند ، و بسوی آن قیافه ها احساسهایی از عشق گسیل دارید. انرژی تصویر مجسم شده بوسیله شما ، بهمراه احساس عشق و اراده شما ، تمامی جهان شما را در بر خواهد گرفت.

آنچه که شما بدان سیستم توزیع انرژی خداوند می نامید ، تضمین می کند که انرژی نور و عشق از همه منابع ارسال کننده زمینی و غیرزمینی به روحهایی که بدان انرژی نیاز دارند برسد. همه آنهایی که تحت ستم هستند و ستمکارانشان. انرژی شما بهمراه نور هزاران منبع دیگر ، آن چیزی است که ستم را در جوامع شما پایان خواهد بخشید.

اینک ما علاقمندیم درباره آنچه که در پیام اخیر گفته شده سخن گوییم: بالاخره همه خواهند فهمید که همجنس گرایی مرحله پیشرفته ای است از رشد عرفانی ، بنحوی که انرژی زنانه و مردانه در همجنس گرایان متعادل تر است تا ناهمجنس گرایان. 

شرایط پیچیده این امر نیاز به ادای توضیحات شجاعانه ای دارد - بخصوص از آنجاییکه همجنس گرایی یکی از موارد تفرقه آمیزی است که جهان شما را به ستوه آورده - و من از مادرم خواسته ام آن بخش از کتاب را که در این رابطه است برای شما کپی کند. اگرچه حاوی اطلاعاتی مربوط به ساکنان و شهروندان نیروان ، جهان روحهای کره زمین است. ما گمان می کنیم شما همه آن دانسته ها را مفید بدانید.

(خلاصه ای که در زیر آمده ، قسمتی است از بخش "رابطه ها" از کتاب: "متیو برایم از بهشت بگو" که در اوایل سال ۱۹۹۴ مخابره شده).

پرسش: متیو ، آیا آنهایی که روابط همجنس گرایانه با یکدیگر دارند می توانند این رابطه را در صورت تمایل در نیروان همچنان حفظ کنند؟

بلی مادر ، همجنس گرایی در کره زمین بدرستی درک نشده ، و چه خوبست در این مورد توضیح دهیم. همجنس گرایی یکی از جنبه های تکاملی روح حتی بیش از جنبه فیزیکی و جسمی آنست ، و نباید بیش از دیگر مراحل تکامل روحی و یا جسمی آنرا محکوم و یا بدان ارج نهاد. 

بیاد بیاور ، ما اینجا سخن از مجموعه زندگانیهای هر یک از روحها می گوییم و نه یک شخصیت انفرادی از یک زندگی واحد. در هر یک از مجموعه زندگانیها ، هر روحی احتمالا با تجربه هزاران زندگانی (تناسخ) بصورت موجودات مرد ، زن و یا دو جنسی بدنیا آمده (دارای جسم شده) و یا از دنیا رفته (جسم خود را وانهاده). اگرچه در اینجا (جهان روحها) ، زندگانی بلافاصله پیشین است که حداکثر اثر را در تداوم رشد روحی در این برهه دارد. 

اگر در زندگانی زمینی گرایشی همجنس گرایانه داشته ، بهمان شیوه نیز به این زندگانی وارد می شود. از آنجاییکه جسمهای ما (در جهان روحها) برای اعمال جنسی طراحی نشده ، تنها جنبه روانی آن گرایشها بهمراه روح ، به این زندگانی وارد می شود. 

زندگانی بلافاصله پیشین زمینی اثر دیگری نیز بر این مورد دارد. کسانی که با شدت فراوان همجنس گرایی را محکوم می کنند ، آنهایی هستند که در زندگانی بلافاصله پیشین خود شخصیتی همجنس گرایانه داشته اند. 

پرسش: متیو ، من این گفتار تو را درک نمی کنم ، شاید بهتر باشد به طریقی بگویی که فهم و پذیرش آن ساده تر باشد.

این جریان پیچیده و گیج کننده ای است مادر ، انرژی شخصیتی فرد بواسطه تجربیات زندگانی بلافاصله پیشین خود هنوز شکسته است. در شرایط خیلی شدید و خشن ، همجنس گرایان شکنجه های جسمی دیده و یا حتی کشته شده اند ، یا حداقل مطرود و شیطانی قلمداد شده اند ، و اغلب نیز بوسیله اعضای خانواده هایشان ، تا حدی که روح و روانشان بشدت آسیب دیده. شاید حتی زندگی آنها همراه با درد روحی ناشی از افکار یا شرم و یا احساس گناه بواسطه فریب و دروغی که در پنهان کردن گرایشهای روحی و روانی خود به همگان می گفتند.

هر چه که در تجربیاتشان بوده، موجب درمان کامل انرژی آنها نشده که بتوانند شرایط کاملا مشابه دردناک روانی و احساسی را که خود تجربه کرده اند به بینند و در نتیجه احساس همدردی و همدلی می کنند ، و در عوض آنرا شانسی برای انتقام گرفتن می یابند. 

چرخه تجربیات چنان با سرعت بوقوع می پیوندند که خاطرات دردناک گذشته بسیار نزدیک ، ولی پنهان از هوشیاری ، به آنان و بمنظور شفایابی بشدت نزدیک بوده ، همراهشان به زندگانی بلافاصله بعدی منتقل می شوند. 

این درد عمیق و طولانی در خاطرات سرکوب شده آن روحهایی که اراده می کنند که در این زندگانی طبیعتی ناهمجنس گرا داشته باشند ، موجب می شود که نگرشی بشدت مخالف با همجنس گرایی پیدا کنند. آن احساسات دردناک نه تنها بصورت خاطرات دوران زندگانیهای همجنس گرایانه آنها ظهور نمی کند ، بلکه در نگرشهای خفقان آور خاطرات گذشته خودنمایی می کند. 

این اصل قانون جاذبه جهان هستی است ، همجنس جذب کننده همجنس است (کبوتر با کبوتر ، باز با باز - (Like attracts like. هنگامی که احساسها بر اساس برخوردهای خشن و ناروا در شرایطی مربوط به گذشته ای نزدیک زندگانی بلافاصله پیشین و شدید باشد ، جذب کننده احساسهای مشابهی بسوی روح می شود. منبع این خاطرات پنهان و سرکرب شده در ضمیر ناخود آگاه شناخته شده و نمایان است ، که در نتیجه جذب کننده آن احساسهای مشابه می شود. اگرچه ، روح و روان زندگی فعلی نمی تواند آگاهانه بفهمد که این برخورد نتیجه جذب احساسات مشترک بوده و در واقع این احساسات دردناک خاطرات سرکوب شده است که بدینگونه ظاهر می شوند.

گذشته از موارد پر پیچ و خم مسایل روحی و روانی ، روند بازنگری زندگی هم مطرح می شود. شناسایی و انتخاب دروس کارمایی (Karmic lessons) که باید در زندگی آموخت و نیز انتخاب شیوه زندگی بلافاصله بعدی و روند آگاهی عرفانی نیز در این امر نقش بسزایی دارند. 

پرسش: ایا مردمی که در زندگانی بلافاصله پیشین خود همجنس گرا بوده اند همیشه براهی که تو شرح داده ای خواهند رفت ، که در این صورت چنین بنظر می رسد که تنها تداوم روندهاست ، یا در نهایت ما به سطحی خواهیم رسید که یکدیگر را بگونه ای که هستیم به پذیریم؟

بدون تردید تعادل بخشی از نقشه الهی است ، چون احساس تعصب و نفرت و نیز واکنشهای احساساتی و ظلم و ستم جسمی مانع از رشد عرفانی می شوند. اگرچه حتی با تشدید تابش نور به سیاره شما بمنظور برطرف کردن افکار و احساسات فراوان منفی در نژاد بشر ، لطفا" انتظار نداشته باشید که این تغییرات حتی در دوران نسل آینده شما تکمیل شوند. 

پرسش: آیا شیوع و وجود همجنس گرایی روی زمین در حال حاضر بیش از گذشته است؟

نه ، ولی تعداد همجنس گرایان در حال حاضر بیش از آنچه که در تاریخ شما ثبت شده ، هستند. بنابراین همان درصد ، بوجود آورنده تعداد بیشتری می شود. در سراسر تاریخ ثبت شده شما ، اساتید بسیار مورد احترام در اکثر زمینه ها ، همجنس گرا بوده ، بسیاری از آنها بوجود آورنده آثار الهام بخش و گرانبهایی ، بواسطه عذابی که برای این جنبه طبیعت خود می کشیدند ، بوده اند. 

پس می توان گفت بدون وجود چنین گرایشی در شخصیت آنها ، نمی توانستند خالق آثار بزرگ و پرشکوهی که بوده اند ، باشند.

پرسش: چرا همجنس گرایی لازم و ضروری است؟

چگونه ممکن است تعادل را در شرایطی که انرژی جنسی شدید مردانه و زنانه جداگانه هستند ، بهتر از در شرایط یکپارچگی آنها فرا گرفت؟ بهترین شیوه دوجنسی و یا همجنسی است ، که هیچ رابطه ای با طبیعت جنسی انسانها ندارد ، ولی در قبال دارای ویژگیهای هر دو جنس مخالف انرژی جنسی انسانهاست. روحهای نمایانگر دوجنسی تعادلی بس والاتر در عرفان دارند چون به تعادل در انرژی جنسی مردانه و زنانه رسیده اند.

همانگونه که انرژی مردانه تنها انرژی موجود در انسانهای مذکر نیست ، انرژی زنانه نیز محدود به انسانهای مونث نمی شود. انرژی مردانه خشن بوده ، سازنده ای است اغلب اوقات با روشهای ظالمانه. همیشه نیازمند اثبات چیزی و یا دستیابی به پیروزی در کار خود است. انرژی زنانه ، مهربان ، و در عین حال با توانمندی و آرامش بیشتر ، بسان شالوده همپیوندی خودشان است ، که البته این بیشترین دستاورد هوشیاری نیز هست.

در جایی که در روابط جنسی ، یک طرف تنها صفات مردانه و طرف دیگر صفات زنانه داشته باشد ، طرف دارند انرژی زنانه نمی تواند تا پایان عمر در برابر عدم تعادل انرژی مردانه مقاومت کند. تا جایی که من آگاهم ، در چنین روابطی ، آنهایی که همچنان در عدم تعادل باقی بمانند ، با انتقال زودرس روح حامل انرژی زنانه روبرو می شوند. اغلب اوقات طرف باقیمانده و زنده هیچ دلیل و نشانه ای از دخالت خود (چه مرد و چه زن) در مرگ شریک خود ندارد.

شما می گویید که "آن شخص - بخاطر من خواهد مرد ، یا تو - بخاطر من خواهی مرد". این جمله بسان بسیاری از ضرب المثلهایی که بکار می برید ، می تواند واقعیت داشته باشد ، ولی تنها عده کمی مفهوم راستین آنرا درک می کنند. در اینجا هیچ سرزنشی برای هیچ یک از طرفین این گونه روابط نیست ، چه در بسیاری موارد ، این جنبه ای از کارما (Karma) است که باید بر مبنای تفاهم و قرارداد روحی پیش از تولد ، به نتیجه برسد. انحلال برخی از اینگونه روابط به شیوه متارکه نیز می تواند بر مبنای دروسی باشد که برای فراگرفتن ، در قرارداد روحی انتخاب شده اند. 

هرگونه تعادلی در دوران زندگی مطلوب است. اگرچه از آنجاییکه انرژی جنسی یکی از ضروری ترین جنبه های روانی انسانهاست ، باحتمال قوی تعادل در انرژیهای زنانه و مردانه نیز بیشترین مطلوبیت را دارد. در این راستا ، ترکیب انرژیهای مردانه و زنانه بصورت تمایلات ، احساسات و حساسیتها بروز می کنند ، که همانا شرایط ایده آل و واقعیت تعادل است که زمانی روی کره زمین وجود داشت ، ولی به فساد کشیده شد. 

رفتارهای ناشی از انحرافات جریانهای انرژی جنسی موجب نشو و نمو سیاهکاریها و تبهکاریهای تقریبا" غیر قابل تصوری روی کره زمین شده. تحت هیچ شرایطی انرژی جنسی ،  محدود به آنچه که شما بصورت همگانی آنرا "شهوت" و یا "اجرای عمل جنسی" می خوانید نیست. 

اگرچه گسترش فراتر از دلیل اصلی وجود توان جنسی که در واقع برای تولید مثل است ، موجب رضایت در روابط جنسی و بوجود آورنده هماهنگی و همگنی در زندگی عاشقانه همسران نیز می شود. من بدون هیچ تردیدی بر علیه روابط جنسی که لذت و سود مشترک برای طرفین دارد ، سخن نمی گویم. 

علاوه برآن ، این امکان وجود دارد که انرژی جنسی را به مسیرهای سازنده دیگری هدایت کرد ، کاری که بسیاری که همسر بامحبت خود را از دست داده اند و یا هرگز همسری نداشته اند ، انجام می دهند. ولی من درباره بهره گیری مثبت از این انرژی نمی گویم. سخن من تنها درباب انرژی منفی تولید شده بوسیله انحراف جریانات انرژی جنسی است.

این امر ریشه همه گمانهای شماست که به دخالت شیطان در طبیعت انسان نسبت داده شده. هیچ جنایتی در استانداردهای مدنی ، مذهبی و فلسفی شما وجود ندارد که ریشه و علت وقوع آن انحراف انرژی جنسی نباشد. 

بعنوان مثال: پرستش شیطان شامل شکنجه و قربانی کردن انسانها و حیوانات زنده و اعمال جنسی وحشیانه در سطح و شرایطی است که باور کردن آنرا بسیار مشکل می کند ، ولی واقعیت دارد. این امر زیر پوشش "مذهب" بوده ، مقامات رسمی حکومتهای شما نیز آنرا بدین گونه می شناسند! شما نمی توانید هیچ یک از آن اعمال شنیع و ضدخدایی یا وضعیت مذهبی آنها را در بکارگیری منحرف انرژی جنسی مرتبط به بینید ، ولی بدون تردید در واقع متصل و مربوطند.

جای تعجب نیست که اغلب قتلها ناشی از انحراف انرژی جنسی است ، یا تجاوزها و زنای با محارم که همه نمونه های دیگری از این دست هستند. قاعدتا" افراط در تماسهای جنسی با افراد متفاوت و مختلف و یا وسواس در آن ، در هر دو حالت داشتن رابطه جنسی یا پرهیز شدید از تمایلات طبیعی چندان زیانبخش نیستند ، ولی در هر حال مخرب روح و روانند.

سیاهیها و نیروهای تاریک پدید آورنده تمامی اینگونه رفتارهای ناشی از انحرافات جنسی است. این امری غیرمعمول نیست که اغلب اعمال مفسدانه به پایین ترین درجات انرژی ضخیم منتهی می شوند ، که هیچ جنبه دیگری از طبیعت انسانی تا بدین اندازه شخص را از خدا دور نکرده است.

در سطوح روحی ، جدایی ناپذیری وجود دارد ، ولی در زندگی جسمی و فیزیکی ، هرچه فساد و انحراف انرژی جنسی بیشتر شود ، آنهایی که درگیر آن کردارها هستند خود را بیشتر از خدا دور می کنند. متاسفانه این آزادی رای و عقیده که در تمدنهای شما شایع است بسیار دورتر از ماموریتهای انتخابی در بیشتر تفاهمات و قراردادهای روحی پیش از تولد است. 

مادر (خطاب به مادر خودش که کانال ارتباطی وی نیز هست) ، بهر طریقی که بسیاری از مردم کره زمین این قضیه را می نگرند ، یک رابطه همجنس گرایانه مملو از عشق ، انحراف انرژی جنسی نیست ، و در اینجا ما اشاره می کنیم به پرسش شما درباره اتحادهای همجنس گرایانه در جهان روحها.

از آنجاییکه در اینجا کسی بواسطه گرایشهای جنسی زندگی پیشین خود محکوم نمی شود ، بروشنی هیچ قضاوتی هم درباره اینکه چگونه روحها یکدیگر را بعنوان همسر جذب می کنند نیز وجود ندارد. در اینجا همه نوع اتحادها هم واقع می شود. خواه همجنس گرا باشد یا ناهمجنس گرا ، انرژی سطوح روحی همبستگیهای متعهدانه همه زوج ها مورد احترام هستند.

سپاسگزارم مادر ، همانگونه که شما به سفر خود بسوی بالا بردن سطح عرفان و آکاهی هوشیارانه خود ادامه می دهید ، بدانید که هزاران سال است که بالاترین ارتعاشات سیاره ای یاور شما بوده ، عشق بی قید و شرط ، احترام و تحسین همه نورانیان جهان هستی با شماست.  
            


 Translator: Behi
Email:arcturian.nation@gmail.com